انتشار يافت.1 (آوينيون مركز نهضت بوده و هست.) شايد اعتبار و شهرت عمومي آن همتاي ريچارد بينواي فرانكلين در آمريكاي مستعمره باشد، جز اينكه
سالنامهٴ پرونس كمتر جنبهٴ عملي داشت و بيشتر داراي بلندپروازيهاي انسانگرايي بود.
ميسترال در سال 1876 فليبرهژادو را به صورتي مفصلتر و با آداب و تشريفات بيشتر از نو سازمان داد. در سايهٴ نبوغ و اعتبار او اين نهضت گسترش زيادي يافت. ميسترال يك واژهنامهٴ پرونسي به فرانسهٴ بسيار غني تأليف كرد (اِكس 1879 ـ 1886). اين نهضت به ساير ايالات جنوب فرانسه حتي جهان لاتيني هم رسيد و سال 1878
Féte latine در مونپليه انتشار يافت، كه در آن ادبيات فرانسه، كاتالونيايي، ايتاليايي و رومانيايي عرضه شده بود. حتي خارجياني چون ويليام بناپارت ويز ايرلندي، نوهٴ لوسين بناپارت و موٴلف دو مجموعهٴ شعر پرونسي
(1868،1882) را در بر گرفت. در سال 1899 موزهٴ آرل توسط ميسترال ايجاد شد و اين موزهٴ كوچك زندگي و ادبيات آرل سرمشقي شد براي بسياري موزههاي شهرستاني ديگر كه براي مورخ داراي سود زيادي است.
بايد توجه داشت كه فليبرهژادو سازمان اصلي ادبيات پرونسي بود، ولي يگانه سازمان نبود.
البته هيبت آن، محافظهكارياش و نوكيسگاني كه در آن گرد آمده بودند توي ذوق بسياري افراد خوب ميزد. اختلاف سياسي، اجتماعي و ديني موجب مجادلات، استعفاها و شكافهايي ميشد.
6. كاتالونيايي
شايد گفته شود كه عصر جديد ادبيات كاتالونيايي در نيمهٴ سدهٴ چهاردهم آغاز شد؛ عصري درخشان و بدبختانه كوتاه، زيرا ازدواج ايزابلاي كاستيلي با فرديناند آراگوني در سال 1469 نشانهٴ پايان آن بود.2 ويژگيهاي عصر جديد مديون تأثير دانته، پترارك، بوكاچيو و انجمن هنر و ادبيات بود كه در سال 1323 در تولوز ايجاد شد، همچنين رقابت شاعرانهاي كه در سال 1324 در آن شهر پديد آمد. تأثيرات مشترك فلورانس و تولوز به ادبيات كاتالونيايي قدرت خاصي